الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
109
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
و زبانش از حركت بر ضد حق افتاده ، به خدا سوگند حوضى بر ايشان از آب پر سازم كه تنها خود بتوانم آبش را بكشم ، از آن سيراب بر نگردند و پس از آن ديگر آب ننوشند ( مفهوم اين ضرب المثل آن است كه : نقشهاى براى آنها طرح كنم كه راه فرار از آن را نداشته باشند ) . قسمت ديگر از اين سخن همچون شتران و گوسفندان كه به فرزندان خود روى آورند به سوى من روى آورديد ، مىگفتيد : بيعت ! بيعت ! من دستم را مىبستم و شما آن را مىگشوديد ، من آن را از شما بر مىگرفتم شما به سوى خود مىكشيديد . بار خدايا ! آن دو ( طلحه و زبير ) از من بريدند و به من ستم نمودند ، بيعتم را شكستند ، و مردم را بر من شوراندند ، خداوندا بيعتى را كه از مردم مىگيرند بىفرجام كن ، و كارهائى را كه ترتيب دادهاند استحكام نبخش ، و آنها را به آرزوهائى كه براى آن دست و پا مىكنند مرسان ، من پيش از جنگ از آنها خواستم كه باز گردند ، و انتظار بازگشتشان را مىكشيدم ولى آنها پشت پا به نعمت زدند و دست رد بر سينه عافيت گذاردند ! خطبه - 138 يكى از خطبههاى امام كه بحوادث مهم آينده اشاره مىكند ( 264 . ) « او » خواستهها را تحت الشعاع هدايت الهى قرار مىدهد ، هنگامى كه مردم هدايت را تحت الشعاع خواستههاى خويش قرار دهند ، و آن هنگام كه مردم قرآن را به رأى و خواستههاى خود تفسير كنند ، او آراء و نظرات را از قرآن مىگيرد و تابع آن مىسازد . قسمت ديگرى از اين خطبه جنگ همچون شيرى خشمگين كه دندانهايش آشكار شده به شما روى آورد ، پستانهايش پر از شير است ، نوشيدنش شيرين و سرانجامش تلخ ، آگاه باشيد فردا - فردائى كه مركز حوادث است . . .